در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت ،
در حالیکه گویی ایستاده بودم !
چه غصه هایی که فقط به غم دلم حاصل شد،
در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود !
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !
به همین سادگی …
چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و همه ی انسان ها با عشق …
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
و حتی من نباشد …
اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !
نظرات شما عزیزان:
وبلاگ قشنگی داری و من از خوندن مطالبش لذت بردم
خیلی جالب بود برام
منم یک وبلاگ با مطالب عاشقانه دارم
اگه بیای و بهم سر بزنی خوش حال میشم
راستی اگر خواستی برام کامنت بزار و نظر بده
در ضمن من هر روز قسمتی از داستان زندگیمو مینویسم
توصیه میکنم حتما بخونش.
مرسی
www.miadasheghaneh.loxblog.com

وبلاگ قشنگی دارین خوشم اومد
منم یک وبلاگ دارم
خوشحال میشم بهم سر بزنید .
www.aroosak-tanha.loxblog.com