تو زندگیت هیچ وقت
نذار هر کسی از راه رسید
باساز دلت
تمرین نوازندگی کنه .
در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت ،
در حالیکه گویی ایستاده بودم !
چه غصه هایی که فقط به غم دلم حاصل شد،
در حالیکه قصه کودکانه اى بیش نبود !
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نخواهد نمی شود !
به همین سادگی …
چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و همه ی انسان ها با عشق …
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
و حتی من نباشد …
اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد !
دوستش دارم بزرگیش را ، سکوتش را ، عظمتش را ، اُبهتش را ،
تنهاییش را ، حکمتش را ، صبرش را ، و بودنش عادتیست مثل نفس کشیدن !
خدا را میگویم …
لبخندی که در چهره ام می بینی معنایش
این نیست که زندگی ام بی نقص است،
بلکه قدردان داشته هایم هستم
و از خدا بخاطر نعمتهایش
سپاسگذارم
حکــــایـت ریــــــــل هـای ایـن قطـــــارست و فـاصلــ ــ ــه هـای آن
امـا مـی دانــ ـــ ـــم تـا ابـــــــــد تکـــه ای از قلــــــب تــ ـــ ــــو
بـا تمـــام فـاصلــ ــ ـ ــه هـایـی کـه بـرایـــم آوردی
در کنــــارم خـواهـــــد مـانــد،
همـان گــــونـه کـه تکـــه ای از قلــــــب عـــــــــــاشقـم
بــــــی فـاصلــ ــ ـ ـــه در کنــــــــــارت خـواهـــــــــــد مـانـد.
پست ترین آدما کسایی هستن که به دست گذاشتن رو نقطه ضعف دیگران بگن شوخی !
مَــטּ دیـــوانــِﮧےِ آטּ لـَــحظـِﮧاےِ هَستـَـمـــ ،
کـِﮧ تو دِلتَنگـَـم شَوےِ،
وَ مُحکَم دَر آغوشَم بـِگیــرےِ،
وَ شِیطَنَت وار بـِبوسیَمــ....
وَ مَــטּ نَگُذارَمـــ....
بوســِﮧ با لَـــجبازےِ ،
بیشتَر مــےِ چَسبـَــد...
عاشقانه دوستت خواهم داشت
بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی
و عاشقانه در غمت خواهم مرد
بی آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی…
عاشق را که برعکس کــنـﮯ
مـﮯ شود قشاع
دهخدا را مـﮯ شـنـاسـﮯ
لغت نـامـه اش را کـه باز کردم
نوشتـه بود :
قشاع : درد ـﮯ کـﮧ آدم را از درمان مایوس مـﮯ کـنـد...